تبليغاتX
علوم اجتماعی

یك كارشناس برنامه نویس و شبكه‌های اینترنتی گفت كه در هنگام تحقیق و كار بر روی برنامه مترجم چند زبانه بابیلون ((BabyLon dictionary)) متوجه مساله مشكوكی در این برنامه رایانه‌ای شده است.

بابیلون در خدمت موساد/یاهومسنجرهم جاسوس شد

این كارشناس رایانه گفت: در سال 2000 كه این برنامه را به دست آوردم ؛ بسیار خوشحال شدم. چون این برنامه چندین زبان را پشتیبانی می‌كند و جالب آن كه بر خلاف سایر نرم افزارهای ترجمه، نسخه عبری آن بسیار كامل بود و با تحقیق و موشكافی در برنامه و با به كار بردن یك فایروال غیر صهیونیستی متوجه شدم كه این برنامه اطلاعات پاكت‌های تی‌سی‌پی را به سروری با دامنه (دامین) منتهی به ((سی او آی ال)) ارسال می‌كند.

با علم به این كه این دامنه متعلق به سرورهای سایت‌های اسرائیلی است، اطمینان پیدا كردم كه این یك شركت یهودی با برنامه نویسان یهودی است كه هرچند به آمریكا یا كشوری دیگر مهاجرت كرده اما سیاست‌های صهیونیستی را دنبال می‌كند و در سیستم جاسوسی یهودیان اسرائیل به كار می‌رود.

وی ادامه داد: این نرم افزار با برنامه كم حجمی كه به طور مخفیانه با خود همراه دارد و بر روی رایانه كاربر نصب می‌شود قادر است به راحتی اطلاعات و برنامه و اعداد ارقام دستگاه و به اصطلاح كاربرهای statistics را بخواند و ضبط كند و در هنگام اتصال به اینترنت برای مسیر اینترنتی مشخص شده در برنامه بفرستد و هرچند اگر تصور كنیم كه كار این برنامه محاسبات و آمارگیری‌های سری و تحقیقات اكتشاف اسنادی باشد، نه جاسوسی مستقیم، باز هم باید گفت كه اطلاعات ارسالی، در مسیر كمك به جریان بخشی به اقتصاد یهود و صهیونیسم جهانی خواهد بود و به نوعی جاسوسی آشكار به حساب می‌آید. شركت‌های یهودی جهان به شدت در امور تجسسی دخالت می‌كنند و اخیرا با خرید تمام شركت‌های بزرگ فایروال سهم خود را از بازار تجسس و دزدی اطلاعات به شدت بالابرده‌اند و در صورت تردید در این مساله می‌توان با جستجویی اندك درباره شركت سرمایه گذاری Mashov در اینترنت اطلاعاتی در این درباره به دست آورد.

وی می‌افزاید: برنامه جاسوسی موجود در بابیلون كار كرد سی‌پی‌یو CPU را به شدت تضعیف كرده و آن تا سرانجام بتواند اطلاعات جمع آوری شده را روی خطوط اینترنتی به سوی سازندگان خود ارسال كند. پیش از این فاش شده بود كه موساد همكاری بسیار نزدیكی با سایت اینترنتی یاهو داشته است و نرم افزارهای طراحی شده توسط این شركت توسط سرویس اطلاعات رژیم صهیونیستی تحت كنترل قرار دارد و (( یاهو مسنجر)) از جمله این نرم افزارهای پیشرفته است كه قابلیت جاسوسی دقیق برای موساد را دارا می‌باشد.

این نرم افزار قادر است كلمات را در قالب نوشتار یا گفتار تفكیك و حساسیت خود را به كلید واژه‌های تعریف شده نشان دهد كه از همین طریق موساد قادر است با ردیابی افرادی كه از این نرم افزار برای ارسال مكالمات فوری و یا نامه‌های الكترونیكی استفاده می‌كنند، محل فعالیت رایانه مورد استفاده را شناسایی كند و مخالفان خطرناك را كه اقدامات امنیتی موثر می‌كنند از میان بردارد. در انتها وی می‌گوید: بعید نیست كه تلفن‌های همراه نیز درون خود این گونه برنامه‌های ناشناخته و مخفی جاسوسی داشته باشند و به راحتی اطلاعات و موقعیت دارنده خود را در اختیار سازندگان این تجهیزات مدرن قرار دهد .

منبع :sepehrnews

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:10 |

افراد‌ با برخورد‌ پرخاشگرانه از حقوق خود‌ د‌فاع می‌کنند‌، اما به شیوه‌ای خصمانه سعی می‌کنند‌ نیازها و خواسته‌های خود‌ را از طریق غالب شد‌ن، توهین و تحقیر د‌یگران برآورد‌ه کنند‌ و به حقوق و خواستة د‌یگران اهمیت نمی‌د‌هند.

همان‌گونه که هد‌ف از تربیت اسلامی، ساختن انسان متعاد‌ل است، هد‌ف از ارتباط جرأت‌مند‌انه نیز ارتباطی بر مبنای اعتد‌ال و به د‌ور از افراط و تفریط است، ارتباطی که حد‌ وسط برخورد‌ منفعلانه و پرخاشگر است.
افراد‌ی که از جرأت ورزی بی‌بهره‌اند‌، نمی‌توانند‌ از خود‌شان د‌فاع کنند‌، غالباً د‌ر برخورد‌ با د‌یگران منفعل، پشیمان و ترسو هستند‌، به نیازها و خواسته‌های خود‌ اهمیت نمی‌د‌هند‌ و از خواسته و نظر د‌یگران تبعیت می‌کنند‌.
افراد‌ با برخورد‌ پرخاشگرانه از حقوق خود‌ د‌فاع می‌کنند‌، اما به شیوه‌ای خصمانه سعی می‌کنند‌ نیازها و خواسته‌های خود‌ را از طریق غالب شد‌ن، توهین و تحقیر د‌یگران برآورد‌ه کنند‌ و به حقوق و خواستة د‌یگران اهمیت نمی‌د‌هند‌. این افراد‌ بعد‌ از مد‌تی خود‌ را از د‌یگران بیگانه می‌کنند‌ و د‌ر جزیره تنهایی و انزوای خود‌ زند‌انی می‌شوند‌، اما افراد‌ جرأت‌مند‌ برای خود‌ و د‌یگران احترام قائلند‌، منفعل یا پرخاشگر نیستند‌ و با د‌یگران مد‌ّبرانه ارتباط برقرار می‌کنند‌، نه اجازه می‌د‌هند‌ که د‌یگران از آن‌ها سوء‌استفاد‌ه کنند‌ و نه خود‌ قصد‌ سوءاستفاد‌ه د‌ارند‌. جرأت ورزی موجب خود‌کار آمد‌ی و خود‌کنترلی د‌ر افراد‌ شد‌ه، اعتماد‌ به نفس و عزّت نفس آن‌ها را تقویت می‌کند‌.
جرأت ورزی نیازمند‌ د‌انش، تد‌بیر، مذاکره و انعطاف‌پذیری است.
جرأت ورزی، هم از مهارت‌های مقابله با خشم محسوب شد‌ه و هم بهترین روش ارتباط رضایت‌بخش با د‌یگران است.
د‌ر این مقاله د‌ربارة بخشی از راه‌های تقویت ارتباط جرأت‌مند‌انه سخن می‌گوییم.
● تعریف جرأت‌ورزی
جرأت‌ورزی یعنی توانایی بیان افکار، احساسات و عقاید‌ خود‌ به شکل مستقیم، صاد‌قانه و متناسب به نحوی که به حقوق خود‌ و د‌یگران صد‌مه نرسانیم.
● انواع رفتار جرأت‌مند‌انه
۱) رد‌ّ جرأت‌مند‌انه:
زمانی که با د‌رخواست‌های ناد‌رست و نامعقول د‌یگران مواجه می‌شویم، می‌توانیم با روش رد‌ّ قاطعانه (جرأت‌مند‌انه) به د‌رخواست آنان پاسخ منفی بد‌هیم.
۲) د‌رخواست جرأت‌مند‌انه:
از این روش د‌ر مواقعی که نیازمند‌ کمک گرفتن از د‌یگران هستیم، استفاد‌ه می‌کنیم.
۳) بیان جرأت‌مند‌انه:
از این روش برای بیان احساس و افکار خود‌ د‌ر تقد‌یر و تشکر از د‌یگران استفاد‌ه می‌کنیم.
● هد‌ف‌های جرأت‌مند‌ی
د‌ر مهارت جرأت‌مند‌ی، هد‌ف تغییر خود‌ ماست، نه د‌یگران، تا بتوانیم نیازها و احساسات و افکار خود‌ را ابراز کنیم و از آسیب‌های احتمالی د‌ر امان بمانیم. البته د‌ر بعضی مواقع ممکن است به هد‌فی که می‌خواهیم د‌ست نیابیم ولی از این که توانسته‌ایم اصول رفتار جرأت‌مند‌انه را اجرا کنیم، حس نشاط و اعتماد‌ به نفس بیشتر د‌ر ما تقویت می‌شود‌.
موارد‌ی که رفتار جرأت‌مند‌انه توصیه نمی‌شود‌:
۱) زمانی که د‌ر موقعیت خطرناکی قرار د‌اریم. مثلاً زمانی که شاهد‌ صحنه تصاد‌ف د‌ر خیابان هستیم و از ما می‌خواهند‌ مجروحان را به مرکز د‌رمانی برسانیم، رد‌ جرأت‌مند‌انه می‌تواند‌ بسیار خطرساز باشد‌.
۲) زمانی که طرف مقابل ما د‌ر شرایط روحی مناسبی قرار ند‌ارد‌. مثلاً شخصی با حالت خشم و عصبانیت تمام، با عجله وارد‌ نانوایی شد‌ه و خارج از نوبت نان را برمی‌د‌ارد‌، د‌ر این جا د‌رخواست جرأت‌مند‌انه به عمق مشکل می‌افزاید‌.
۳) زمانی که د‌یگران می‌خواهند‌ با رفتارشان ما را تحریک کنند‌. مثلاً شخصی که د‌ر حال کشید‌ن سیگار است، می‌خواهد‌ د‌رباره مضرات مصرف سیگار با ما بحث کند‌.
● مهارت‌هایی برای ابراز جرأت‌مند‌ی
برای عینی‌تر کرد‌ن کاربرد‌ مهارت‌ها، فرض کنیم کسی ما را به میهمانی د‌عوت می‌کند‌ که اصلاً د‌یگران و آن خانه را نمی‌شناسیم، د‌ر این صورت می‌توانیم از روش‌های بیان جرأت‌مند‌انه زیر استفاد‌ه کنیم:
۱) «نه» گفتن:
ـ نه نمی‌آیم.
ـ من اهل این گونه میهمانی‌ها نیستم.
ـ نه حتماً باید‌ بروم منزل.
۲) تغییر د‌اد‌ن موضوع:
ـ د‌ر این روش، موضوع صحبت را عوض می‌کنیم.
ـ راستی فیلم د‌یشب را د‌ید‌ی؟
ـ فرد‌ا امتحان د‌اریم؟
ـ لباسی که خرید‌ی، خیلی زیباست!
۳) د‌لیل آورد‌ن:
ـ رفتن به خانه‌ای که نمی‌شناسم را اصلاً د‌رست نمی‌د‌انم.
ـ د‌لیلی ند‌ارد‌ به جایی بروم که راضی نیستم.
ـ روحیه‌ام د‌راین جور میهمانی‌ها ضعیف می‌شود‌.
۴) بیان موضوع د‌ر قالب شوخی
ـ من هنوز بچه‌ام، بزرگ نشد‌ه‌ام.
ـ من شب‌ها زود‌ خوابم می‌برد‌.
۵) پافشاری و اصرار د‌ر رد‌ د‌رخواست.
ـ گفتم که اهل رفت و آمد‌ با غریبه‌ها نیستم.
ـ د‌یگر حرفش را نزن، به هیچ وجه نمی‌آیم.
۶) د‌ور شد‌ن از موقعیت:
ـ د‌ر مواقعی که می‌بینیم شخصی خیلی اصرار می‌کند‌، بهتر است از آن محل و موقعیت د‌ور شویم.
۷) ابراز همد‌لی:
ـ شاید‌ د‌لت می‌خواست که من با شما بیایم، این موضوع را می‌فهمم ولی متأسفانه د‌ر این‌گونه میهمانی‌ها شرکت نمی‌کنم.
۸) پید‌ا کرد‌ن راه حل مناسب با نظر خواستن از طرف مقابل:
ـ موافقید‌ جایی غیر از میهمانی برویم که شما هم د‌وست د‌اشته باشید‌؟
۹) معذرت خواهی:
ـ با عرض پوزش به هیچ وجه نمی‌آیم، امید‌وارم مرا ببخشید‌.
۱۰) تشکر و قد‌رد‌انی:
ـ لطف کرد‌ید‌ مرا به میهمانی د‌عوت کرد‌ید‌، ولی من د‌وست ند‌ارم و نمی آیم.

منبع:روزنامه اطلاعات

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:0 |

 ”بسياري بر اين باورند كه در دنياي امروز نهاد خانواده تضعيف شده و حتي چيزي از آن برجاي نيست. اين عده معمولاً در چارچوب جامعه مدرن به خانواده نگاه نمي‏كنند؛ بلكه الگوهاي جامعه سنتي را براي سنجش كاركردهاي نهاد خانواده معيار خود قرار مي‏دهند. اين در حالي است كه در جامعه مدرن، هنجارها دروني شده و مشاركت فعال خانواده برانگيخته مي‏شود البته در اينكه خانواده از جهاتي كاركردهاي خود را از دست داده و به عبارتي دولتي شده، ترديدي نيست. امروزه دولت در جوامع مدرن و شبه مدرن، از طريق قوانين يا ايجاد الگوهاي جديد خانواده را تحت سلطه قرار مي‏دهد. رسانه‏ها هر روز در قلب خانه‏ها كار مي‏كنند و ارزش‏هاي جديدي را ايجاد مي‏كنند. بنابراين بسياري، خانواده را در معرض تهي شدن مي‏بينند چرا كه در خانواده‏هاي جديد حتي نهار و صبحانه بيرون خورده مي‏شود و بسياري از كاركردها را دولت و سازمان‏هاي ديگر به عهده مي‏گيرند“.
مطالب بالا گفته‏هاي دكتر باقر ساروخاني در يكي از نشست‏هاي گروه علمي ـ تخصصي جامعه‏شناسي خانواده انجمن جامعه‏شناسي ايران بود. در اين سلسله نشست‏ها كه معمولاً نخستين يكشنبه هر ماه برگزار مي‏شود، نهاد خانواده در ايران، تغيير كاركردها و معضلات و مشكلات آن مورد بررسي قرار مي‏گيرد.
عنوان جلسه‏اي كه در ارديبهشت ماه سال جاري برگزار شد، نگاهي به كتاب ”جامعه‏شناسي خانواده در ايران از روزنه ازدواج‏هاي دسته‏جمعي“ نوشته دكتر باقر ساروخاني اعلام شده بود كه در واقع از زاويه معرفي اين كتاب، شاخص‏هاي توفيق خانواده، ميزان و نحوه بررسي آن مورد توجه متخصصان اين گروه قرار گرفت.
دكتر ساروخاني در حاشيه اين بحث ضمن بيان مطالب بالا، نظر خود را نسبت به بقاي نهاد خانواده بسيار خوش‏بينانه‏تر عنوان كرد و گفت: من معتقدم جامعه بدون خانواده قابل تداوم نيست. خانواده ميراثي اجتماعي است كه ما از نياكانمان مي‏گيريم و به اخلاف خود منتقل مي‏كنيم اما براي بررسي كاركردهاي آن، بايد نهاد خانواده را با دنياي روز انطباق دهيم چرا كه خانواده جديد در دنياي جديد تبلور مي‏يابد.
وي در معرفي اثر خود گفت: اين كتاب نتيجه تحقيقي است كه در كميته امداد امام خميني و در مورد ازدواج‏هاي دسته‏جمعي آن انجام شده است و از اين زاويه، عروسان دسته‏جمعي كساني هستند كه زير لواي كميته امداد ازدواج مي‏كنند.
دكتر ساروخاني افزود: كتاب شامل سه بخش و فصل‏هاي مختلف است. در يك فصل سن ازدواج مورد بررسي قرار گرفته است كه از اين منظر، تا چه حد سن ازدواج در خانواده تأثير دارد و به عبارتي سن آرماني ازدواج در اين خانواده‏ها چيست. همچنين ارتباط ميان تحصيلات و توفيق خانواده‏ها مورد بررسي قرار گرفته است.
وي ادامه داد: بحث ديگر، مبحث شغل و توفيق زناشويي است. همچنين تعلق قومي، ازدواج و كاميابي زناشويي از ديگر مباحث اين كتاب است كه به نوعي اطلس جغرافياي اجتماعي ازدواج و طلاق در آن مورد توجه قرار گرفته است و بررسي شده كه در كدام مناطق طلاق‏زايي بيشتر است.
در فصل ديگر نيز بحث هم خوني و ازدواج مطرح شده و اين پرسش عنوان شده كه هم خوني تا چه حد در ازدواج اثرگذار است و البته چه نوع هم خوني، در چه سطح و درجه‏اي. البته اعتقاد ما بر اين است كه ازدواج‏هاي هم خون بايد با احتياط زياد نگريسته شوند. مدير گروه جامعه‏شناسي خانواده انجمن جامعه‏شناسي ايران در عين حال يادآور شد كه تنها منجر شدن ازدواج به طلاق، مبناي شناسايي عدم توفيق خانواده‏ها نيست بلكه اين بحث در سه سطح مورد بررسي قرار گرفته است كه يكي از شاخص‏هاي آن توفيق كمي يا همان منجر شدن ازدواج به طلاق است.
به گفته وي، شاخص ديگري كه در اين تحقيق مورد توجه قرار گرفته، طلاق ذهني است، بدين معنا كه انديشه طلاق به ذهن فرد رسيده باشد و شاخص سوم در توفيق خانواده‏ها نيز به فضاي عاطفي درون خانواده برمي‏گردد كه بنابر آن، وقتي در درون خانواده فضاي عاطفي سرد مي‏شود، اين خانواده مطلوب نخواهد بود.
دكتر ساروخاني در اين زمينه تأكيد كرد: اگر پيوند عاطفي درون خانواده از ميان برود، اين نهاد ديگر به عنوان گروه نخستين شناخته نخواهد شد چرا كه در بسياري از موارد، وقتي فضاي عاطفي به شدت كاهش مي‏يابد، شاهد پادگان شدن خانواده هستيم كه از ماهيت اصل خود به دور افتاده و با ابزارهاي ديگري كنترل مي‏شود.
وي در عين حال خاطر نشان كرد: اگر در جامعه‏اي هيچ طلاقي اتفاق نيفتد، اين امر نشانه خوبي براي توفيق خانواده در آن جامعه نيست. به عقيده او ديدگاه در اينجا بايد دوركيمي باشد بدين معنا كه نوعي آسيب در حد معقول و كم جامعه را واكسينه مي‏كند و از اين زاويه طلاق در سطح پايين مي‏تواند معيار خوبي براي جامعه باشد.
دكتر ساروخاني يكي ديگر از مباحث كتاب خود را بحث خانواده درماني را معرفي كرد و گفت: در اين بحث سئوال اين بود كه اگر خانواده‏اي با مشكل مواجه شد، اين مشكل را چگونه برطرف كنيم؟ در بسياري از موارد زوجين با هم سازش ندارند و طلاق عاطفي بسيار زياد شده است.
وي تصريح كرد: در علم جامعه‏شناسي خانواده براي ارائه راهكارهايي براي گزينش همسر تلاش در جهت سياستگذاري ازدواج براي سوق دادن آن به سمتي است كه ريز فاكتور سقوط و عدم توفيق را با شاخص‏هاي ياد شده، كمتر داشته باشيم.
دكتر ساروخاني گفت: با وجود اين تئوري، در اين تحقيق با وجود تأكيد كميته امداد براي ارائه نوعي جداول امتيازبندي شده براي پيش‏بيني در مورد موفقيت ازدواج، در مرحله گزينش همسر، به اين نتيجه رسيديم كه با توجه به تمايز فرهنگي زياد در نقاط مختلف كشور و سيال بودن اين واقعيت انساني، رتبه‏بندي و پلكاني كردن عوامل ميزان موفقيت در گزينش همسر امكان‏پذير نيست بلكه بايد در اين امر كارشناسان مجربي با در دست داشتن مجموعه‏اي از قواعد نسبي، حساس و كيفي اين امر را مورد سنجش قرار دهند.
وي همچنين به مشكلات جمع‏آوري اطلاعات در مورد سلامت يك خانواده در فرهنگ ايراني اشاره كرد و گفت: در اين تحقيق رابطه فرزندان به عنوان يكي از معيارهاي سنجش سلامت خانواده و آرامش و تعادل رواني افراد مورد بررسي قرار گرفته است.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:54 |
جدیدترین عکسهای ونیز اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 5:21 |

www.hamtaraneh.com

 

www.hamtaraneh.com

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 9:18 |

نظريه علوم اجتماعي تفسيري

اين نظريه که در نقطه مقابل نظريه اثبات گرايي «اگوست کنت» و «دورکهايم» قرار دارد به جاي اين که توجهش به عوامل خارجي معطوف باشد بر عوامل داخلي و نيروهايي که فرد را از درون به تحرک وا مي دارد تمرکز دارد اين ديدگاه بر قرائت جزئيات و آزمون متون تأکيد دارد. متن هايي که مي توانند مکالمه، کلمات نوشتاري يا تصاوير باشند هدف از قرائت متن ها کشف معاوني و محتواي نهفته در متن است.

بر مبناي اين ديدگاه که ريشه هاي آن در آثار «ماکس وبر» (ديدگاه تفهمي وبر) جامعه شناس آلماني بايد جست و جو کرد، افراد تجارب ذهني خود را از طريق متون انتقال مي دهند (متن هاي پيام کوتاه) و بررسي دقيق چنين متوني درخصوص احساسات و انگيزه هاي دروني فرد مهم مي باشد.

محققاني که پيرو اين مکتب هستند،غالباً از روش مشاهده مشارکتي يا ميداني استفاده مي نمايند. در اين شيوه محقق بايد شخصاً ساعات طولاني را در ارتباط مستقيم شخص با آن هايي که مورد مطالعه اند سپري کند محقق دست نوشته هاي مکالمات را تحليل مي کنند يا فيلم هاي تصويري گرفته شده از رفتار را با جزئيات بسيار زياد مورد بررسي قرار مي دهند و به تحليل ارتباطات کلامي و غيرکلامي بين افراد تحت بررسي مي پردازند (هر چند اين اطلاعات که با روش تحقيقات کيفي به دست آمده اند کلي بوده و به دشواري در قالب اعداد و ارقام تعريف مي شوند)

در اين ديدگاه به جاي بررسي صرف رفتارهاي بيروني و قابل مشاهده مردم «کنش اجتماعي معنادار» بررسي مي شود ضمن اين که منظور از «کنش اجتماعي معنادار» علمي است که مردم به آن معناي ذهني الصاق مي کنند يعني مناسبتي با هدف يا نيت (گونتر، 1384:19) بر اساس اين ديدگاه مي توان با تحليل و تفسير متون نوشته شده از جمله متون پيام هاي کوتاه به شناخت ، انديشه و امور مهم ذهني ارسال کنندگان و بعضاً دريافت کنندگان پيام هاي کوتاه دست يافت.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 9:41 |

نظريه مسووليت اجتماعي رسانه ها

 

    « يكي از مشهورترين طبقه بندي نظام هاي مطبوعاتي ( رسانه‌‏ها ) در جهان توسط " سيبرت" و همكاران او در سال 1956 منتشر شد.

 اين نظريه به اين نكته توجه دارد كه رسانه هاي همگاني در همان حال كه وظايف اطلاع‌‏رساني , تفريحي و آموزش را انجام مي‌‏دهند در عين حال مسووليت دارند كه همه رخدادها, كشمكش‌‏ها و نظريات مطرح شده در جامعه را بدون دخل و تصرف منعكس كرده و درباره آنها گفتگو كنند.

 نظريه مسووليت اجتماعي معتقد است كه هر فردي كه مطلب مهمي را براي گفتن دارد بايد به او اجازه داده شود كه مطالب مورد نظر خويش را مطرح سازد و اگر رسانه‌‏ها اصل بي طرفي را رعايت نكنند و به تعهدات خود در اين زمينه عمل نكنند, بايد آنها را به نحوي وادار به انجام اين كار كرد .

 بر اساس اين نظريه , رسانه ها توسط افكار عمومي جامعه , اقدامات مصرف كنندگان , اخلاق حرفه اي و در مورد رسانه هاي الكترونيك , توسط سازمان‌‏هاي بازرسي كه تحت نظارت دولت هستند كنترل مي شوند .

 در حال حاضر عده‌اي از كارشناسان بر اين نكته باورند كه با ظهور تكنولوژي‌‏هاي جديد , كانال‌‏هاي كافي براي هر يك از گروه‌‏ها و اجتماعات انساني در دسترس همگان قرار دارد و همه مي تواند به روش هاي گوناگون نظريات خويش را مطرح سازند و اين مساله , نظارت و تنظيم كار رسانه ها را توسط دولت غير ضروري مي‌‏سازد .

 به طور كلي , در نظريه مسووليت اجتماعي سعي شده است ميان سه اصل آزادي فردي, آزادي رسانه ها و تعهدات رسانه ها نسبت به جامعه نوعي هماهنگي به وجود آيد .

 "مهدي محسنيان راد", محقق علوم ارتباطات در مورد اين نظريه مي گويد‌‏: نظريه مسووليت اجتماعي اگر چه مالكيت خصوصي رسانه‌‏ها را كاملا مشروع مي داند، اما معتقد است كه پيام آفرينان مطبوعات , پيش از مسووليت در قبال سهامداران رسانه‌‏ها با مخاطبان در قبال جامعه مسووليت دارند» .( خبرگزاري کارايران ،1385)

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 11:48 |

نظريه تعادل

يکي ديگر از نظريه هايي که باتوجه به آن اقدام يک «فرستنده» براي ارسال پيام کوتاه SM را مي توان تحليل کرد «نظريه تعادل»(Balance Theory) است. اين نظريه در سالهاي اخير در روانشناسي و علوم رفتاري خيلي مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است.

«نظريه تعادل» توسط «هايدر» (Heider) مطرح شد هايدر بر اين باور است که هر انساني قوياً محتاج يک تعادل رواني است انسان ها مي خواهند که باورها، نگرش ها و ارزش هاي آن ها با ديگران سازگار بوده و با آن ها منطبق باشند. آنها مي کوشند که با ديگران از نظر رفتاري در وضعيت تعادل(Balance) قرار گيرند. زماني که اين تعادل وجود ندارد آنان مي کشوند که آن را پديد آورند (اقدام براي ارسال کوتاه يا SM براي جلب نظر مخاطب و مجاب کردن مخاطب در مورد ذهنيت خود يا اطلاع دادن در مورد مجاب شدن خود درباره ذهنيت ديگران) اين آرزوي تعادل ما را بر آن مي دارد که در مورد شخصي که او را دوست مي داريم انتظار داشته باشيم که باورهاي خود را با ما انطباق داده و هم چون ما شود .به هر حال به نظر مي رسد يکي از دلايلي که باعث مي شود تا «فرستنده»با صرف هزينه هاي متعدد و متفاوت براي ديگران پيام کوتاه (sm) ارسال کند، بالانس عاطفي، اعتقادي و فکري باتوجه به نظريه «تعادل» باشد.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 11:35 |
BubbleShare: Share photos - Cheap Hotels Vegas
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 و ساعت 21:40 |
BubbleShare: Share photos - Safe Toys
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 و ساعت 21:37 |
 www.hamtaraneh.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 17:57 |

بازي هاي "رايانه" اي همواره چالش برانگيز بوده‌اند و يكي از دلايل آن گستره وسيعي است كه اين بازي‌ها به آن مي‌پردازند، مقوله‌هايي چون خشونت، نژادپرستي، تبليغات غيرمجاز براي مصرف داروهاي اعتيادآور و ترويج فرهنگ استفاده از واژگان نامناسب و غير متعارف برخي از اين موارد است .
همانقدر كه دامنه بازي هاي رايانه اي گسترده و متنوع است ، منتقدان اين بازي‌ها نيز متفاوت هستند، از والدين گرفته تا سياستمداران، گروه‌ها و جوامع مذهبي، بسياري از نهادهاي اجتماعي و حتي قانون‌گذاران بسياري از كشورها در زمره مخالفان و منتقدان اين بازي‌ها قراردارند و راهكارهايي براي سروسامان دادن به آنها ارائه كرده اند.

"چين "از جمله كشورهايي است كه براي مبارزه با اين مشكل، راهكارهاي گوناگوني را بكارگرفته است.

از آنجا كه تقريبا تمامي بازي هاي "آنلاين رايانه "اي با جنك و كشتار همراه است اخيرا در اين كشور يك بازي رايانه اي به نام "جنگنده فساد ناپذير" به بازار عرضه شده است. در اين بازي برخلاف ساير بازي ها، به جاي اين كه جنك و كشتن انسانها ترغيب شود، به مبارزه‌كنندگان با افراد فاسد و تبهكار، امتياز داده مي‌شود.

بازي بگونه اي طراحي شده است كه با مجازات مقام هاي فاسد و ياري رساندن به افراد شريف و درست كار ، امتياز كسب مي‌شود.

در اين بازي افراد بايد با ارتشا، فساد و قتل مبارزه و براي ساختن دنياي عاري از فساد و تبهكاري تلاش كنند. وجه تمايز اين بازي با ساير بازي ها اين است كه مهارت هاي جنگي و اتش باري بي‌شمار سلاح هاي جنگي ملاك برد و باخت محسوب نمي‌شود، بلكه امانت داري و رعايت اخلاقيات است كه ملاك قهرماني است.

اين بازي در ‪ ۲۵‬ژوئيه ‪ ۳ ) ۲۰۰۷‬مرداد ماه سال جاري ) براي نخستين بار عرضه شد و در همان هفته اول بيش از ‪ ۷‬هزار نسخه آن به فروش رفت.

برخلاف تصور عامه مردم، كارشناسان اعتقاد دارند براي اين كه بتوان به طور كلي خشونت و خونريزي را از عرصه بازي هاي رايانه اي از بين برد، بايد يك بررسي دقيق و همه جانبه صورت گيرد و سپس با متخلفان و مروجان اين قبيل مسايل به شدت برخورد قانوني شود.

"يانك ژيانك " جامعه شناس آكادمي علوم اجتماعي استان "ژين جيانك " چين مي گويد: مقام هاي دولتي و دست اندركاران حكومتي مي‌بايست در كنار برخورد قانوني با متخلفان اقدام به آموزش و فعاليت هاي فرهنگي در زمينه ترويج و توسعه نرم افزارهايي بكنند كه در آن خشونت و جنك تبليغ نمي‌شود.

"كائو لين " مسوول سايت‪ ""cn.org. china‬مي‌گويد براي اين كه بتوان با قشر جوان و نوجوان ارتباط برقرار كرد بهتر است كه مسايل فرهنگي و اخلاقي در قالب بازي هاي رايانه اي ترويج شود.

وي مي‌افزايد: جوانان و نوجوانان از اين طريق حرف شنوي بيشتري دارند تا اين كه مقام‌ها و مسوولان مملكتي موضوعي را به صورت پند و اندرز و نصيحت به آنها گوشزد كنند.

از طرف ديگر نيز با توجه به تاثيرات قابل ملاحظه بازي هاي رايانه اي بر شخصيت و حالات افراد، شركت هاي طراحي‌كننده و سازنده اين قبيل بازي ها در چين تصميم گرفته‌اند كه شخصيت هاي مهم و اصلي رايانه اي را تغيير دهند.

شركت هاي طراحي و ساخت بازي هاي رايانه اي چين در توافق نامه اي اعلام كردند از اين پس شخصيت‌ها و افراد اصلي در بازي هاي رايانه اي و اينترنتي اين كشور تغيير خواهند كرد تا مردم به واسطه آن كمتر تاثير بپذيرند.

شركت هاي رايانه اي چين بر اين باورند كه با به وجود آوردن شخصيت هاي كاذب ميان نوجوانان و جوانان ، شناخت قشر جوان و نوجوان اين كشور نسبت به تاريخ حقيقي و كهن خود كم خواهد شد.

در عين حال و در كنار اين اقدامات ، دولت چين قانون جديدي را نيز در اين كشور وضع كرد كه طبق آن ساعت استفاده از بازي هاي آنلاين براي نوجوانان چيني كم خواهد شد.

طبق اين قانون جديد كه به تمام "گيم نت "ها و "كافي نت "ها ابلاغ شده است ، نوجوانان چيني اجازه دارند در طول روز فقط ‪ ۳‬ساعت به بازي آنلاين بپردازند.

در چين همه افراد براي استفاده از خدمات كافي نت‌ها موظف به ارائه كارت شناسايي هستند.

قرار است تمام كافي نت‌ها در چين نرم افزاري را نصب كنند كه پس از گذشت ‪۳‬ ساعت از بازي، براي نوجوانان محدوديت‌هايي در دسترسي به بخش‌ها و گزينه هاي مختلف بازي ايجاد شود به طوري كه به تدريج بازي جذابيت خود را ازدست بدهد و كاربر ديگر تمايلي به ادامه بازي نداشته باشد. اين موضوع سبب مي‌شود كه نوجوان خودبه خود پس از ‪ ۳‬ساعت از بازي دست بكشد.

اين طرح بخشي از طرح ملي مبارزه با "اعتياد اينترنتي" و "اعتياد به بازي هاي آنلاين " در چين است . سازمان دولتي مديريت چاپ و نشر چين كه متولي اين طرح است، آن را به منظور استفاده بهينه از اينترنت مي‌داند و اجراي آن را ضروري عنوان كرده است.

از بين ‪ ۱۱۱‬ميليون كاربر اينترنت در چين ، ‪ ۳۰‬ميليون نفر حرفه اي در بازي هاي آنلاين و اينترنتي هستند كه از اين تعداد حداقل ده درصد زير ‪۱۸‬ سال سن دارند.

موضوع بازي هاي رايانه اي و به خصوص بازي هاي آنلاين كه مشكلات و معضلات جسمي و روحي فراواني را براي قشر نوجوان و جوان چين فراهم آورده از چنان اهميتي برخوردار شده كه موجب شده است دولت چين شگردها و ترفندهاي ديگري نيز در اين زمينه به كار بندد.

برخي مطالعات انجام شده در دانشگاه "ايندياناي " آمريكا نشان مي‌دهد كه بازي هاي رايانه اي، به خصوص بازي هاي از نوع "اكشن " و به اصطلاح "خشن " تاثيرات مخربي بر هوش و حافظه نوجوانان دارد.

اين پژوهش بين ‪ ۴۴‬نوجوان ‪ ۱۳‬تا ‪ ۱۷‬ساله كه بازي هاي رايانه اي آنلاين انجام مي‌دادند،صورت گرفت.در اين بررسي هركدام از بچه‌ها حداقل ‪ ۳۰‬دقيقه به طور آنلاين بازي كردند. يك گروه با بازي هاي معمولي سرگرم شدند و گروه ديگر با بازي هاي اكشن سرگرم بودند.

نتايج بررسي‌ها نشان داد كه در هر دو گروه تغييراتي در سيستم عصبي بوجود آمد، اما اين تغييرات در گروهي كه بازي هاي خشن كرده بودند، شديدتر بود.

بررسي مغز اين نوجوانان نشان داد ناحيه "آميگدال" كه مسئول بروز واكنش هاي هيجاني است، فعال تر شده و در مقابل ناحيه "پره فرونتال " مغز كه در تمركز، قضاوت و كنترل فردي انسان دخالت دارد، فعاليت كمتري پيدا كرده بود.

بررسي رفتارهاي اين كودكان بعد از بازي نيز تاييدكننده همين روند تغييرات در كوتاه مدت بود. آنها تحريك پذيرتر و حواس پرت تر شده بودند و قدرت تمركزشان كم شده بود.

برپايه نتايج اين پژوهش‌ها بود كه دولت چين اعلام كرد به منظور حفظ و تامين سلامت جسم و روان جسمي نوجوانان و جوانان، مدت زمان بازي هاي رايانه اي آن لاين را به سه ساعت در روز محدود مي‌سازد.

در صورت تخلف از اين دستورات، كاربر ممكن است به مدت طولاني از بازي كردن محروم شود. در برخي موارد "آي پي " كاربر متخلف توسط شركت ارايه‌دهنده خدمات لغو مي‌شود.

ارائه‌دهندگان خدمات اينترنتي چاره اي جز تبعيت از اين ضوابط ندارند، زيرا براي ادامه فعاليت خود به مجوز دولت نياز دارند ، كاربران نيز ناچار به رعايت اين ضوابط هستند زيرا اغلب فاقد رايانه شخصي هستند و ناچار به استفاده از كافي نت‌ها مي‌باشند.

دولت چين در همين حال قصد دارد به منظور توسعه صنايع مرتبط با بازي هاي رايانه اي بين يك تا دو ميليارد " يوآن" در اين صنعت سرمايه گذاري كند.

(هر دلار برابر با ‪ ۸/۳‬يوآن است .)
دولت چين هم چنين كميته اي براي نظارت بر بازي هاي رايانه اي وارداتي تشكيل داده تا مواردي را كه نامناسب تشخيص داده مي‌شود از اين بازي ها حذف كند.

عمده استفاده‌كنندگان از بازي هاي رايانه اي در چين بين ‪ ۷‬تا ‪ ۳۴‬سال سن دارند و اغلب مرد هستند.

 منبع:خبرگزاري جمهوري اسلامي

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 17:16 |
* رسانه‌ها و تكنولوژيهاي جديد ارتباطي چه تاثيري در نگرش و ارزشهاي جوانان دارند؟

جوانان در استفاده از رسانه‌هاي نو پيشگام هستند و جوانان اين مزيت نسبي را دارند كه سريعتر ياد مي‌گيرند و فعالترند و در استفاده از رسانه‌ها ابتكار و نوآوري هم نشان مي‌دهند. از طرفي رسانه‌ها به عنوان يك پديده تكنولوژيك و اجتماعي و ارمغاني از جامعه جديد، اثرات ويژه‌اي روي جوانها دارند. بخشي از اين تاثير به ذات و ويژگيهاي دوره جواني و گذار از دور نوجوانی مربوط است. بخشي نيز مرتبط با ملاحظاتي است كه در سطح اقتصادي، سياسي، فرهنگي يا تركيب آنها از قبيل اقتصاد سياسي، اقتصاد فرهنگي و اقتصاد اخلاقي و كلا «مصرف» مطرح است. وجه ملموس آن به مصرف رسانه‌هاي نو يا مصرف تكنولوژيك بر مي‌گردد. جوانها در مصرف رسانه‌ها گاهي عطش، نياز يا وسواس دارند که اين نياز هم سخت افزاري است و هم نرم افزاري. به همين علت، با مصرف انبوه و توليد انبوه سبك و مد و ميل به ايجاد نياز جديد و ميل به ترويج مد مواجهيم.

البته تاثيرات رسانه‌ها را مي‌توان از وجه سياسي ـ فرهنگي هم در نظر گرفت. استفاده از رسانه‌ها گرچه استفاده فرهنگي است ولي در عين حال فرهنگ را بايد در متن قدرت و روابط سياسي جامعه هم ديد و به همين خاطر اهميت سياسي هم پيدا مي‌كند. به هر حال، اهميت رسانه‌ها از منظر اقتصادي، سياسي و فرهنگي محسوس است و گسترش آنها مجالي را براي تنوع و تكثر در ارزشها و هنجارها در اختيار افراد قرار مي‌دهد و تا حدي مكانيزم‌هاي كنترلي كه در عرصه عمومي ممكن است محدوديت ايجاد كند رخت برمي‌بندد.

از منظر اخلاق (اخلاق عمومي و اخلاق رسانه‌اي و اخلاق اجتماعي) هم مي‌توان به رواج رسانه‌ها نگاه كرد و تاثيرگذاري آنها را بر گروه‌های جوان بررسي نمود. از اين منظر رسانه را ذاتا ابزاري خنثي نمي‌دانند و معتقدند که تكنولوژي در بطن خود ويژگيهايي دارد كه به كاربر خود انتقال مي‌دهد و به نظر مي‌رسد كه اكثر رسانه‌هاي نو اين ظرفيت را در سطح بالا دارند و جوانان از اين پتانسيل بيشترين اثر را مي‌پذيرند.

 

* جامعه اطلاعاتي چه ويژگيهايي دارد و جوانان چه وضعي در اين جامعه دارند؟

به ويژگيهای كلاسيك و استاندارد جامعه اطلاعاتي در متنها اشاره شده است. منابع جامعه اطلاعاتي اثراتی بر كميت و كيفيت ارتباطات (ارتباطات در مفهوم كلي) برجا مي‌گذارند. منظور از كميت، جنس و زمان و ميزان اطلاعات است و اساسا چنين حجمي از اطلاعات چه در شيوه مصرف و چه در شيوه مبادله و شيوه برقراري، ارتباط متناسب با خود را طلب مي‌كند. بنابراين جامعه اطلاعاتي معرف جامعه‌اي است كه در آن كميت و كيفيت ارتباطات و تعاملات كنشگران اجتماعي (با هم و با جامعه) دچار تغييرات اساسي مي‌شود که اين امر هم به دليل برد رسانه‌ها، هم سرعت انتقال پيام و هم به واسطه كيفيت ارتباط و تعامل كنشگر و مصرف‌كننده و كاربر با رسانه روی می‌دهد. همه اينها شرايطي را ايجاد كرده‌اند كه پيش از اين ميسر نبود. اين شرايط سرعت تغييرات را تشديد می‌کند و فرهنگ خاص خود را به همراه می‌آورد و تغييرات متناسب با خود را در ساختار اجتماعي ايجاد می‌کند، به نحوي كه ساختار قبلي را به ساختار سيال‌تر، ديناميك‌تر و پوياتر و فردگرايانه‌تري تبديل كرده است كه نوع نيازها و تمايل و ارتباط كاربران و مشخصا جوانها را با خود تغيير مي‌دهد. جواني كه با رسانه‌هاي نو و پيامهاي متعدد و شبكه‌هاي وب جهاني (چه به صورت تكست، تصوير و صدا) سروكار دارد، ناگزير است شيوه خود را در برخورد و مواجهه با آن اطلاعات تغيير دهد. يك جامعه‌شناس آمريكايي معتقد است كه در اين شرايط يادگيري فرد، موزاييكي مي‌شود. يعنی به جاي اينكه جوان از اطلاعات در عمق آن استفاده كند ناچار است از اين بايتها و سايت‌ها و تكست‌ها داشته باشد و ياد بگيرد که آنها را موازي با هم ببيند و به صورت موردي و بر حسب نياز به آنها رجوع كند. اين چيزي است كه «يادگيري موزاييكي» نام دارد. به اين ترتيب جوان اطلاعات را سريع و سيال مي‌گيرد و سريع و سيال پردازش می‌كند و به اقتضاي موقعيت به استفاده از آن می‌پردازد.

 

* اين نوع يادگيري را بيشتر توضيح دهيد.

در شيوه‌اي از يادگيري كه پيش از رواج رسانه‌هاي نو مطرح بود، فرد در معرض اطلاعات محدودي قرار مي‌گرفت و آن را با عمق و ظرافت و دقت بيشتري بررسي و كندوكاو مي‌كرد. اما تنوع كنوني در اطلاعات، چه در شكل و محتوا و چه در نحوه عرضه آن و چه در فرمت ارايه، يادگيري موزاييكي را ايجاد مي‌كند. در اين يادگيري عملا رفتار گزينشي (انتخاب) با اطلاعات پيشنهاد و ترويج و تجويز مي‌شود كه در مقابل شيوه‌هاي يك‌طرفه و مونولوگ محدود است كه كاربر را به جاي شيوه پهنانگر به شيوه وابسته و مصرف‌كننده سوق مي‌دهد. يادگيري موزاييكي، اختيار و انعطاف‌پذيري را در مقابل كاربر قرار مي‌دهد تا به اقتضاي نياز و اقتضاي ارتباطي كه برقرار مي‌كند از آن استفاده كند.

 

* درجايي مي‌خواندم كه تكنولوژيهاي جديد، رسيدن به سن جواني را سريع‌تر مي‌كنند. نظر شما در اين رابطه چيست؟

من قبول دارم. حال شايد اين تكنولوژيها تنها عامل كاهش سن رسيدن به جواني نباشند و تعيين سهم آنها به طور مستقل در اين فرايند مشكل باشد. اما با اطمينان مي‌توان گفت كه اين فناوريها جوانها را در معرض تجربياتي قرار مي‌دهند كه همه به صورت واقعي به آن دسترسي ندارند و دسترسي و تجربه كردن آن مستلزم شرايط و موقعيتهايي است كه يا زمان مستقل و يا موقعيتهاي ويژه‌اي را طلب مي‌كند. رسانه‌هاي نوين بلوغ اجتماعي و تغيير ذاتي در نگرش كاربران جوان به اجتماع را موجب شده‌اند. استفاده از اين تكنولوژيها ذاتا مستلزم مهارتها و تواناييهايي است كه بواسطه انعطاف‌پذيري و نياز به سرعت يادگيري، براي جوانها بيشتر ميسر است. به همين دليل، جوانها گاهي خود عامدانه از اين فرصتها استفاده مي‌كنند و گرايش به تقويت اين مهارت‌ها را در خود ايجاد مي‌كنند تا مرزبندي با دنياي بزرگسالان را بارزتر كنند و بيشتر دامن بزنند. البته گاهي بزرگترها نيز به يادگيري مهارتهاي استفاده از تكنولوژيها روي مي‌آورند تا هم از لذات و امتيازات اين تكنولوژيها ( مثل آموزش، يادگيري، سرگرمي و ...) بهره‌مند شوند و هم شكاف و فاصله آنها براي ارتباط و گفتگو با نسل جوان بيش از اين نشود. به هرحال همان طور كه اشاره كردم، جوانان فاصله خود با بزرگسالان را همچنان حفظ می‌كنند و حتي‌المقدور به آن دامن می‌زنند که نتيجه آن، تسريع فرايند بلوغ است. بويژه در عرصه‌هايي كه ممكن است از آن استفاده‌هاي منحرفانه و ناپسند استنباط شود يا تجاربي كه در عرصه واقعي يا نياز به صرف زماني دارد كه جوان به آن برسد يا شرايط ويژه‌اي را طلب مي‌كند.

مثلا تجربه‌هاي پورنوگرافي در رسانه‌ها و فضاهاي مجازي، رسيدن به بزرگسالي را تسريع مي‌كند. اين فرايند، داشتن تجربه جنسي را به عنوان شرطي براي بزرگسالي، كمرنگ مي‌كند.

 

* تاثير رسانه‌ها در كاهش زمان رسيدن به سن بلوغ و جواني، احتمالا باعث مي‌شود كه جوانان سريعتر نقش بزرگسالي را بازي كنند يا حتي طلب كنند يا برعهده بگيرند و وارد جامعه شوند. اين امر در جامعه‌اي كه اصلا پذيرش چنين چيزي را ندارد و به اندازه جوان با رسانه‌ها در ارتباط نيست چه تبعاتي به همراه دارد؟

رسانه‌ها عملا فرايند كسب هويت مستقل را براي جوانان تسريع مي‌كنند و فرصتهايي را براي تامل و بازانديشي در خود، اطرافيان و اجتماع فراهم مي‌كنند و ميل جوان را به استقلال (به عنوان يكي از نشانه‌هاي بزرگسالي) تشديد مي‌كنند. اين موضوع ممكن است به لحاظ هنجاري متعارف و پسنديده و مقبول جلوه كند يا در شرايطي به عرصه‌هاي ممنوع و غيرمجاز هم كشيده شود. فضاي مجازي و مجاورت با رسانه‌ها مي‌توانند آن فرآيند گذار سالم به دنياي بزرگسالي را به انحراف بكشانند. بخصوص اين بحث را در استفاده‌هاي پورنوگرافيك از فضاي مجازي مي‌توان امتداد داد. البته رسانه‌ها براي جوانان قطعا وجوه مثبتي هم دارند. بازانديشي و تامل، كاركرد مثبتي است كه مي‌توان از رسانه طلب كرد. همين‌طور مواردی مانند كسب مهارت، كسب تجارب تازه براي آموزش، يادگيري و... از کارکردهای مثبت ديگر رسانه‌اند. مي‌توان قدرت‌بخشي را هم از رسانه‌ها طلب كرد. بخصوص براي گروههايي كه مشاركت‌شان در موقعيت‌هاي دنياي واقعي براي يادگيري و تعامل و ارتباط مشكل است و در عالم واقعي از فرصتهاي محدودتري برخوردار هستند و از نابرابري بيشتر متنفر مي‌شوند، رسانه مي‌تواند فضاي برابر را ايجاد كند. اينها همه دو روي يك سكه‌اند، يک روی سکه استفاده مثبت از تکنولوژی‌ ارتباطی است و روی ديگر استفاده منفي از آن. من خودم بررسي‌اي در فضاي مجازي چت‌روم‌ها داشته‌ام که اگرچه هنوز استفاده غالب از اين امكان، از نوع سرگرمي‌ها و سرگرميهاي مبتذل و غيرمقبول و گفتگوهاي پيش پا افتاده است و ممكن است به حريم حيثيتي افراد لطمه بزند، اما مي‌توان از آن انتظار پيامدها و كاركردهاي مفيد را در يك دوره گذار داشت. مثلا از نگاه ارتباطي مي‌توان انتظار داشت که با استفاده از چت‌رومها شيوه گفتمان صحيح، پيدا كردن افراد هم‌سليقه و همفكر براي تاثيرگذاري مثبت بر يكديگر و تبادل نظر و ارتباط سالم بيشتر فراهم شود. اين امكان در حال حاضر عملا به يك تريبون و مجالي تبديل شده كه ضعف ارتباطات افراد در حوزه عمومي را جبران مي‌كند. از مطالعات پراكنده نيز استنباط مي‌شود كه هنوز روابط دنياي مجازي امتدادي است از آنچه در دنياي واقعي مي‌گذرد و هنوز مثلا مزيت جنسيتي در دنياي مجازي هم خودش را نشان مي‌دهد، زيرا انتخابگري و استفاده ابزاري، بيشتر در اختيار پسران جوان است كه همه اين امتيازات را در دنياي واقعي هم بهره‌مند هستند.

 

* وبلاگ‌نويسي هم در ميان جوانان ايرانی رواج دارد و آن‌گونه كه برخي ادعا مي‌كنند در اين زمينه مقام سوم جهان را داريم. چرا جوانان به وبلاگ روي آورده‌اند؟

البته من هم شنيده‌ام، ولي كاملا مطمئن نيستم. فکر می‌کنم به لحاظ زبانهايي كه در فضاي مجازي معرفي مي‌شوند، فارسي مقام سوم يا چهارم را داشته باشد. بخشي از اين اقبال برمي‌گردد به كاركردهاي جبراني اين فضا، بخصوص با محدوديتهايي كه در حوزه عمومي براي ارتباط و گپ زدن وجود دارد. متاسفانه به علت كمبود تالارهايي كه به صورت واقعي باعث ارتباط و تعامل در عرصه‌هايي مختلف (از هنر، سليقه و ذوق و ادبيات تا عرصه‌هاي جدي‌تر و رسمي) مي‌شوند چنين زمينه‌هايي از دنياي واقعي به دنياي مجازي كشيده شده است. البته وبلاگ‌ها به سياست هم مي‌پردازند، چون از آن عرصه‌هايي است كه معمولا گفتمان‌ها را قطبي مي‌كند و گفتمانها را متعارض و تقابلي جلوه مي‌دهد و طرح آن در حوزه عمومي با حساسيت‌ها و مسائلي همراه است. ولي وبلاگ‌ها منحصر به سياست نيستند و موضوعات ديگري هم وجود دارند كه بيشتر به سياست زندگي معروف است و شامل طيف متنوع رفتاري، فكري و شناختي و احساسي در جامعه است. صورتي از سياست زندگي در قالب وبلاگ‌هاست و بخشي در چت‌روم‌ها و مباحثي است كه در فضاي مجازي شكل مي‌گيرد. به نظرم مكانيزمي كه اقبال به فضاي مجازي را توجيه مي‌كند عبارت است از: محدوديت در عرصه‌هاي جامعه براي ارتباط و گفتمان و تعامل از يك طرف، و ناشناس ماندن و گمنامي و ويژگي‌هاي فضاي مجازي مثل امنيت كاربر از طرف ديگر.

 

* در جامعه اطلاعاتي وضع و نقش جوانها چگونه خواهد بود؟ آيا مانند جوامع فعلي جوانها همچنان پرشور و اثرگذار هستند و باعث تغيير در مناسبات اجتماعي مي‌شوند؟

بحثها در اين مورد دو قطبي است و اتفاق نظر زيادي وجود ندارد. مثلا در خصوص اينكه آيا در اين فضا انزوا قالب است يا تعامل، و آيا اين فضا به زوال سرمايه اجتماعي مي‌انجامد يا به تعالي آن، جامعه را فردي مي‌كند يا جمعي، دموكراتيك مي‌كند يا اقتدارگرا، و... اتفاق نظري وجود ندارد. گرچه نشانه‌هايي وجود دارد كه به طور نسبي مي‌توان در مورد بعضي روندها صحبت كرد. آنچه كه در بدو امر به نظر حتمي است و به واقعيت نزديك‌تر مي‌نمايد تكثر و تفكيكي است كه رسانه‌ها به آن دامن مي‌زنند و ترويج مي‌كنند. يعني عملا به تنوع در سليقه‌ها و سبك‌هاي زندگي دامن مي‌زنند. با رواج رسانه‌ها تكثر و فردي شدن فضاي آينده قابل پيش‌بينی است. غير از اينكه رسانه‌ها منعكس‌كننده پتانسيل فردگرايي و تفكيك اجتماعي در جامعه هستند، به آن دامن هم مي‌زنند. يعني هم منعكس مي‌كنند هم دامن مي‌زنند. اما در عرصه‌هاي ديگر بايد منتظر ماند و ديد چه روي مي‌دهد. چون بخشي از آن به نوع سياستگذاري و نوع تعامل فضاي مجازي با دنيای واقعي بستگي دارد و بخشي به فضاي سياستي حاكم بر توليد رسانه‌اي. البته در برخي عرصه‌ها، بايد منتظر نوعي رجعت و گوشه‌گيري و پرداختن به سياست زندگي به جاي سياست از جنس قدرت باشيم. اين براي جامعه‌اي مثل ما كه نيازمند مشاركت عيني جوانها در عرصه‌هاي اجتماعي است خوشايند نيست؛ ضمن آنكه كاركرد غالب استفاده سرگرمي در فضاي اينترنت در جامعه ايران، چنين نگراني‌اي را تشديد مي‌كند. اما بايد منتظر ماند و ديد. شايد در يك دوره كوتاه گذار و با تعديل نيازها و وسواسهاي جوانان بتوان انتظار داشت وجوه و كاركردهاي مثبت مورد توجه قرار بگيرد و رواج سرمايه اجتماعي، دموكراسي، عدالت اجتماعي و آگاهي‌بخشي و قدرت‌بخشي به كساني كه در معرض تبعيض هستند را شاهد باشيم.

 

* بانزديك شدن به جامعه اطلاعاتي و فراگيري رسانه‌ها، تغييرات اجتماعي چه سمت و سويي مي‌گيرند؟

در اين قلمرو، بحث‌هاي زيادي مطرح شده است. به نظر مي‌رسد رواج تكنولوژيها فرصتها، امكانات و زمينه‌هاي بيشتري را در اختيار كنشگران اجتماعي قرار مي‌دهد و ميدانهاي فرهنگي و اجتماعي را متكثر مي‌كند و تنوع مي‌بخشد. مثلا در مقابل «حوزه عمومي» و «حوزه خصوصي» كه تاكنون مطرح بوده‌اند، مي‌توان از حوزه مستقل ديگري به نام «حوزه مجازي» صحبت كرد. حال اينكه مجازي چقدر واقعي است و واقعي چقدر مجازي، موضوع ديگري است كه بايد جداگانه به آن پرداخت. اما در مورد تاثيرگذاري‌ها و تبعات رواج تكنولوژيهاي ارتباطي جديد، اگرچه بايد منتظر تحولات جدي‌تري بود، ولي تا همين الان هم تاثيرات خود را در عرصه‌هاي مختلف به جا گذاشته است: از اقتصاد و تجارت و بازرگاني گرفته كه واضح‌ترين و ابتدايي‌ترين و ملموس‌ترين عرصه‌اي است كه اين تاثير و تغييرات را مي‌توان رديابي كرد، تا حيطه‌هاي فرهنگ و آموزش كه جوانها به عنوان مخاطبان ويژه چنين رسانه‌هايي بيشترين تاثيرپذيري را از اين تحولات نرم‌افزاري و سخت‌افزاري متوجه شده‌اند.

نام گفت و گو شونده: محمد سعید - ذكايي

منبع: سایت - ایران و جامعه اطلاعاتی

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 12:54 |

مقاله‌ي حاضر به بررسي آثار نرم‌افزارهاي كامپيوتري و آموزش ديجيتالي بر كودكان مي‌پردازد. نويسنده، اين عقيده رايج را كه هر چه زودتر بايد كودكان را با كامپيوتر و دنياي ديجيتالي آشنا كرد و هر چه اين امر زودتر صورت گيرد، بهتر است، نقد مي‌كند و نشان مي‌دهد كه اين وسايل به اصطلاح آموزشي و كمك آموزشي، در حقيقت براي بسياري از كودكان آثار مخربي را به همراه دارد.

 

اكنون ديگر سؤال اين نيست كه افراد چگونه اعتقادات خود را به دست مي‌آورند، بلكه بايد پرسيد كه افكار و عقايد، چگونه مردم را به خود جلب مي‌كنند؟ هنگامي كه يك فكر و نظر بر وجدان عمومي جامعه چيره مي‌شود، ديگر در خصوص اين كه آيا منطقي و مفيد است يا نه، بحثي صورت نمي‌گيرد.

من به عنوان كسي كه به مدت طولاني از طرفداران فن‌آوري‌هاي ديجيتالي آموزش و تعليم بوده‌ام، 2 سال از تحقيقاتم را به بررسي كلاس‌هاي درس و خانه‌هايي كه در آنها افكار و عقايد باطل، فكر . ذهن آمريكايي‌ها را مسحور خود كرده است، اختصاص دادم. اين عقيده كه «كودكان را به وسيله كامپيوتر آموزش دهيد و اين آموزش هرچه در سنين كمتر باشد، بهتر است. نه فقط ماشين‌ها و دستگاه‌هاي خودكار، آموزش را بهبود خواهد بخشيد، بلكه آنها كودكان را براي آينده آماده خواهند كرد».

من با تأسف بايد اقرار كنم كه از آنچه مشاهده كردم، نااميد و مأيوس شدم. انتخاب نرم‌افزارهاي نادرست، آمادگي كم معلمان، جذب كودكان توسط بازي‌هاي سطحي و احمقانه، عدم ارتباط ميان برنامه‌هاي آموزشي، تجهيزات و امكانات گران، مواردي بودند كه من در طول مطالعاتم با آنها برخورد كردم، اما هنگامي بيشتر وحشت‌زده شدم كه متوجه شدم از موضوعات مربوط به رشد افراد، غفلت شده است. در بسياري از ساير حوزه‌هاي آموزشي، ما فهميديم، آنچه براي يك نوجوان 15 ساله صحيح است، لزوماً براي يك كودك 5 ساله مفيد نيست؛ بلكه شايد مضر و مخرب باشد.

اكنون من اعتقاد دارم كه برخي از سنين براي شروع آموزش رايانه مفيدتر مي‌باشد و بسياري از كودكاني كه در سنين رشد هستند (كه من آن را زير 7 سال تعريف كرده‌ام)، بهتر است كه يك زندگي بدون همدم الكترونيكي داشته باشند.

ما اين فكر احمقانه را كه «كودكان بايد رايانه را بياموزند تا اين كه عقب نمانند» از كجا آورده‌ايم؟ واضح است كه فروشندگان و بازاريان اين فكر را رواج داده‌اند. چرا كه كودكان و نوجوانان، آخرين بازار در حال رشد آنها مي‌باشند.

در محيط‌هاي كاري بزرگسالان، برخي كنترل‌هاي اجباري وجود دارد كه از خطرات فيزيكي استفاده از رايانه جلوگيري مي‌كند. اين خطرات شامل مشكلات فيزيكي و موضعي و همچنين پرتوهاي خطرناكي كه از اطراف و پشت رايانه خارج مي‌شود، مي‌باشد. در كلاس‌هاي درس، من يك بي‌توجهي ترسناكي نسبت به رهنمودهاي ايمني مشاهده كردم. هر چند در برخي موارد اندك، دانش‌آموزان در سطح مناسبي از آگاهي قرار داشتند، اما بايد مطالب جديدتري در خصوص تأثير رايانه براي جسم و جان در حال رشدشان را ياد مي‌گرفتند.

به همين ترتيب، تعداد افراد كمي درباره‌ي پيامدهاي شناختي، احساسي و اجتماعي استفاده كودكان از رايانه اطلاع دارند. بيشتر تحقيقات موجود كه توسط عوامل و طرفداران صنايع تهيه شده سات و همچنين برخي شواهد پراكنده‌اي كه وجود دارد، نشان‌دهنده اين مطلب است كه استفاده از رايانه در فرآيند يادگيري، تأثير بيشتري از آنچه كه يك معلم خوب در يك كلاس درس مناسب و با استفاده از امكانات آموزشي سنتي انجام مي‌دهد، نداشته است. علاوه بر اين، آگاهي بيشتر از روش‌هاي بهبود ذهن، نشان مي‌دهد كه فعاليت‌هاي فيزيكي، مهارت‌هاي زباني و محيط يادگيري سه بعدي و خلاق، تأثير زيادي در فرآيند يادگيري دارد.

اكثر دانش‌آموزاني كه من با آنها مصاحبه كرده‌ام، عقيده داشتند كه 85 درصد نرم‌افزارهاي موجود، نه تنها مفيد نيستند، بلكه تا حدودي مخرب نيز مي‌باشند. به عنوان مثال، يك مطالعه نشان مي‌دهد، 50 درصد دانش‌آموزاني كه از يك برنامه يادگيري قرائت رايانه‌اي استفاده كردند، از آزمون خلاقيت، پايين‌ترين نمره را آورده‌اند. در ادامه، به چندين جنبه مهم فرآيند يادگيري كودكان ابتدايي و پيش‌دبستاني كه ممكن است در اثر استفاده بيش از حد از انگيزاننده‌هاي رايانه‌اي، دچار انحراف شوند، اشاره مي‌كنيم.

* يادگيري در محيط اجتماعي:

كودكان ممكن است به طور عميقي تحت تأثير روابطي كه با رايانه برقرار مي‌كنند، قرار بگيرند. به طوري كه دانش‌آموزان و كودكان هنوز با اين مشكل مواجه هستند كه رايانه‌ها را با دو نوع «زنده» و «مرده» تقسيم‌بندي كنند و سعي مي‌كنند تا نهايت اعتماد را به آنها داشته باشند. رايانه‌ها هرگز نمي‌توانند جانشين محيط‌هاي انساني باشند. امروزه استفاده بيش از حد از رايانه‌ها در سنين كودكي، باعث شده است كه كودكان به مشكلات عميق اجتماعي و احساسي دچار شوند.

* يادگيري براي استفاده‌ از همه‌ي حواس:

رايانه‌ها باعث مي‌شوند كه تجربيات حسي كودكان محدود شود. در حالي كه سنين كودكي، بهترين دوران براي انجام فعاليت‌هاي چندگانه حسي مي‌باشد ـ كه اين مطلب، خود يكي از پايه‌هاي حياتي مهارت‌هاي علمي و آكادميكي مي‌باشد ـ استفاده نامحدود از رايانه‌ها، مثل برنامه طراحي و نقاشي، باعث مي‌شد كه برخي توانايي‌هاي حسي ـ تركيبي در كودكان ايجاد گردد؛ اما اين تجارب از لحاظ كيفيت، با برنامه‌هاي طبيعي كه انسان‌ها از طريق حواس خود انجام مي‌دهند، تفاوت اساسي دارد. شايد زماني فرا برسد كه برخي نرم‌افزارهاي خاص بتوانند برنامه‌هاي چندحسي را آموزش دهند، اما من هنوز نمي‌دانم كه مي‌شود به آنها اعتماد كرد يا نه؟

* يادگيري براي اين كه يك يادگيرنده قدرتمند باشيم:

استفاده بيش از حد از آموزش‌هاي الكترونيكي و نرم‌افزاري سرگرمي ـ آموزشي، باعث مي‌شود تا فرآيند يادگيري منفعل باشد.

سنين كودكي بهترين زمان براي آموزش موضع يك شخص نسبت به جهان پيرامون خود مي‌باشد: 1ـ آيا ما بايد به ديگران يا خودمان اعتماد داشته باشيم يا نه؟ 2ـ جهان اطراف ما چگونه است؟ و 3ـ من به عنوان يك يادگيرنده مستقل، چقدر قدرتمند هستم؟ سؤالاتي هستند كه بايد پاسخ داده شود. استقلال و خودمختاري كودكان در هدايت و كنترل ابزاري بازي‌ها، در اين فرآيند بسيار مهم است. كودكان به طور طبيعي، هنگام مقايسه كار خودشان با قابليت‌هاي يك رايانه، به توانايي خود بي‌اعتقاد مي‌شوند. روابط علي و معلولي، تأثير متقابل اشيا بر هم، خودكنترلي و احساس عزت نفس، اموري هستند كه به راحتي، هنگامي كه شما مشغول كوبيدن ميخ به يك چوب هستيد، ايجاد مي‌شود (طوري كه اگر انسان اشتباه كند، نتيجه‌اش آسيب ديدن انگشتانش خواهد بود) اما اين مسائل و آموزش، از طريق رايانه ايجاد نمي‌شود.

* يادگيري براي توجه كردن:

يكي از مهارت‌هاي مهمي كه به وسيله آموزش‌هاي الكترونيكي مورد تهديد واقع شده است، توجه كردن انتخابي است. توانايي‌اي كه توجه و حس صاحب خود را مديريت كرده و آن را فقط بر آنچه بايد ياد گرفته شود، متمركز مي‌كند. كودكاني كه نمي‌توانند در برابر امتحان كردن هر آنچه در معرض ديدشان وجود دارد، مقاومت كنند يا كساني كه تمركز ذهني آنها، دائماً در اثر اتفاقات جديد، در حال تغيير و دگرگوني است، تحت فشار هستند. شكل‌هاي عجيب و جلوه‌هاي ويژه خاص همراه با وسوسه براي كليك كردن از روي هوي و هوس، باعث شده است تا مشكلات كودكان در خصوص متمركز كردن فكر و حواس‌شان بيشتر شود.

* يادگيري تصور، خيال و حافظه:

تحقيقات نشان مي‌دهد كه امروزه بخش عظيمي از يادآوري‌ها و به خاطر آوردن‌ها با كمك رايانه انجام مي‌شود، در نتيجه، تصاوير ديگر هيچ تلاش ذهني براي دانش‌آموزان باقي نمي‌گذارد. «كارآيي حافظه» توانايي تجزيه و تحليل كردن تعدادي از ايده‌ها و تفكرات در يك زمان خاص است كه در طول دوران رشد و بلوغ انسان رشد مي‌كند. بسياري از مشكلات يادگيري، به خاطر ضعف‌هاي موجود در اين بخش است.

* يادگيري براي تفكر منطقي:

بسياري از جنبه‌هاي تجزيه و تحليل منطقي ممكن است در اثر استفاده نادرست از رايانه از بين برود يا مورد غفلت واقع شود. تحقيقات نشان مي‌دهد كه كودكان به وسيله‌ي تجربه‌هاي فيزيكي رخدادهايي كه خودشان آنها را كنترل مي‌كنند، استدلال در خصوص روابط ميان اشيا را ياد مي‌گيرند. (به عنوان مثال، شخصي اقدام x را براي بار اول انجام مي‌دهد، سپس نتيجه y حاصل مي‌شود پس از آن، شخص اگر اقدام x را از طريق ديگري انجام دهد، نتيجه ديگري به دست خواهد آورد.) در حالي كه بسياري از بهترين نرم‌افزارهاي آموزشي، فقط به كودكان آموزش مي‌دهند كه با فشار دادن يك كليد، مسائل را حل كنند. استدلال علي اجتماعي كه توانايي فهم و ادراك چگونگي احساس ديگران است نيز معمولاَ از تجهيزات زندگي اجتماعي واقعي حاصل م